â–  یک آمپول زن

دفعه‌ی پیش که این پست رو می‌نوشتم فکر می‌کردم که خیلی دارم تند می‌رم و از یک اشتباه لپی و ساده‌ی این استاد نهایت سو‌استفاده‌ رو می‌کنم. اما خوب الان بعد از خوندن این جمله :

"سارا بلافاصله او را از املاک بیرون می‌اندازد و از دروور کمک می‌گیرد تا سر و سامانی به املاکش دهد. ابتدا باید دام‌ها را حرکت دهند که در این راه، دوستانی را هم از دست می‌دهند و سپس، باید به املاک سر و سامانی دهند"

که گویا توسط یکی از اقوام استاد نوشته شده به این نتیجه رسیدم که تند که نرفته بودم هیچ، یواش هم می‌رفتم.
به نظر من کوتوله و دست دوم و تقلبی بودن به خودی خود انقدر‌ها هم بد نیست. بالاخره هرچه‌که باشه این‌روزها سر که بچرحونی از این آدم‌ها می‌بینی. اما یک چیز هست که اصلا نتونستم باهاش کنار بیام. اون‌هم آدم کوتوله‌ایه که توی هر سوراخی سر یک انگشت فرو می‌کنه و دوست داره راجع به هر چیزی اظهار نظر علمی و فنی کرده باشه.

پ.ن: موقع هوا کردن پست هنوز چشمم به این بخش ازاین شاهکار ادبی روشن نشده بود. " به ضرس ‌قاطع می‌شود گفت در کجاها از تکنیک پرده‌ی آبی استفاده شده. " خدا را صد هزار مرتبه شکر که اگر تا الان یکی نبود که با ضرس قاطع بگوید در کجاهای یک فیلم از تکنیک پرده‌ی آبی استفاده شدهٰ از الان به بعد یک پزشک هست که این کار را بکند.

6 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


دوباره طبق روال همیشه سرما خوردم.

دماغم کیپ شده و آبریزش داره. گلوم سنگین شده و چشام می‌سوزن. تمام تنم هم درد می‌کنه. نای راه رفتن ندارم و تنم از زور خستگی خم شده. کلی دارو خوردم و هر از گاهی هم بخور می‌دم.

می‌دونم که این هم چندروز دیگه خوب می‌شه. اما اینم می‌دونم که دو سه هفته دیگه باز یه دونه بدترشو می‌گیرم و داستان از نو.

1 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


حالا همه‌ی مزخرف نویسی‌ها و ترجمه‌های درپیت این استاد که به اسم آی‌تی نویسی و اینا هم تموم میشن به یه طرف این به دونه جمله هم به طرف :

"بسیاری از گروه‌های حرفه‌ای که این نوع کلاهبرداری را انجام می‌دهند، حرفه ای هستند"

یعنی مثلا بسیاری گروه‌های حرفه‌ای هم هستند که حرفه‌ای نیستند. یا مثلا گروه‌های غیر حرفه‌ای ای هم هستند که حرفه‌ای هستند.

2 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


â–  تن تو گرمی آفتاب توی چله‌ی تابستون

یعنی این آخر خوش سلیقگیه که درست وسط یک چنین آهنگی به جای همه‌ی مزخرفاتی که می‌شه خوند بگی:

تن تو گرمی آفتاب توی چله‌ی تابستون

برچسبها:

0 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


اگرچه که مطلب قبلی تقریبا راجع به همه‌ی خواننده‌های ایرانی صدق می‌کرد، اما به طور خاص هدفم جوادی به اسم امید بود. لب غنچه، زور زند برای "آقا" بودن و خواندن گل رویایی. تنظیم برای ارکستر از یک خالتور دیگر.

0 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


تعداد زیادی نوازنده ویلون با چهره‌های آرام و لباس‌های خیلی رسمی و جدیت شدید در حال نواختن ویلون. نحوه چینش نوازنده‌ها و قیافه‌شان باید طوری باشد که هر بیننده‌ای را یاد یک آهنگ با کلاس و متشخص بیندازد.

کمی این ورتر، یکی از هزاران خواننده‌ی درپیت موسیقی ایران در حال پشتک زدن و شکلک درآوردن و لب‌خوانی یکی از جوادترین آهنگ‌های عمرشان.

برچسبها: , , , ,

1 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


شروع می‌کنیم.

0 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


در ایرانم و تقریبا یک ماه و چند روزی هست که در این جا به سر می‌برم. تقریبا همه چیز سر جای خودش است و چیز خاصی تغییر نکرده. منتهی یک چیزی که هست من اصلا دست و دلم نمی‌رود این‌جا چیزی بنویسم. با قیافه‌اش اصلا حال نمی‌کنم. برای همینم قصد دارم دوباره سر و شکلش را عوض کنم. حالا تا اون موقع.

5 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


میدونید؟ بعضی وقت‌ها توی بعضی موقعیت‌ها و لحظه‌ها،‌ فقط و فقط خودتی. هیچ کس دیگه‌ای نیست. اگرهم کسی باشه کاری از دستش بر نمی‌آد.

2 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


â–  استاد و دیگر هیچ

1-مثل این‌که این استاد لطفی یک عقده‌ی دیده شدن دارند که هر شیش هفت ماه یک بار عود می‌کند. بعد احتمالا زنگ می‌زنند به دفتر هرچی مجله و روزنامه و خبرگزاری دم دست و اعلام می‌کنند: کنفرانس خبری دارم. هرچی عکاس و خبرنگار دارین بفرستین این‌جا. بعد موهایشان را شانه می‌کنند. لباس خوشگله‌شان را می‌پوشند و چندتایی هم ژست خفن برای همه‌ی عکاس‌ها می‌گیرند و کمی برای خبرنگاران حرف می‌زنند.
دوباره رفت تا شش ماه بعد ....

2- استاد شجریان گویا چند وقت پیش حالشان خوب نبود. افتخار دادند و در بیمارستان بستری شدند و چند پزشک افتخار حضور در محفل استاد را پیدا کردند و خلاصه خطر رفع شد و قلب موسیقی سنتی ایران (چه بسا دنیای موسیقی) که داشت می‌رفت از تپیدن باز به‌ایستد جانی دوباره گرفت و شروع به تپیدن کرد. به همین مناسبت استاد در پیامی ویدیویی که در اتاق بیمارستان (که افتخار پذیرایی از حضور مبارک استاد را داشت) ضبط شده بود اعلام کردند: سلام به علاقه‌مندان و دوستداران. من الان در بیمارستان کسری بعد از عملم. حالمم خوبه. اینشالله تا چند وقت دیگه کنسرتامو برگزار می‌کنم، درود بر همه‌ی شما.این پیام چند نکته در برداشت:
1- بیرون از بیمارستان فقط و فقط علاقه‌مندان و دوستداران حضور دارند که از قرار معلوم تعدادشان هفتاد میلیون نفر است.
2- استاد الان حالشون خوبه.
3- علاقه‌مندان و دوستداران عزیز. نگران نباشید. استاد علاوه بر این‌که حالشون خوبه تا چند وقت دیگه هم کنسرتاشونو برگزار می‌کنند.
4- اصولا استاد زنده‌اند که کنسرت برگزار کنند.
5- و مهمتر از همه این‌که: استاد روابط صمیمانه‌ و تنگاتنگی با سوپر دریانی محلشان دارند. چرا که در پیام تاریخی‌شان مبنی بر صحت و سلامت قلب تپنده‌ی موسیقی جهان، از تاکتیکی مشابه تاکتیک سوپر دریانی‌ها در تبلیغ اجناس بی‌مصرف استفاده کردند. احساسی که بعد از دیدن و شنیدن ( و بوییدن و بوسیدن) پیام استاد بهتان دست خواهد داد بسیار شبیه احساستان بعد از خواندن جمله‌ی "خیارشور دبه‌ای رسید" روی شیشه‌ی سوپری محلتان خواهد بود. درعین حالی که مطمئنید خیارشور دبه‌ای انسولین نیست اما احتمالا احساس خواهید کرد که الان خیل علاقه‌مندان و دوستداران خیارشور دبه‌ای در مغازه را از جا می‌کنند.

استاد الان دارن کنسرتاشونو برگزار می‌کنن. البته نه در ایران بلکه در کانادا و اروپا و آمریکا. و طبیعتا هر خری می‌داند که کانادا و آمریکا و اروپا مجموعا (و چه بسا تک تک) تعداد زیادی ( خیلی بیشتر ازهفتاد میلیون داخل ایران) دوستدار و هوادار در خودشان جای داده‌اند. گیریم استاد (که گویا توی خانه هم همین‌طور صدایشان می‌‌کنند) نهایت موسیقی سنتی باشند و برگزار نشدن کنسرتشان هم طبیعتا ضربه و لطمه‌ی جبران ناپذیری به بدنه‌ی موسیقی سنتی وارد کند و حتی اصلا کپی برابر اصلشان (همایونشون اینا) هم وجود نداشته باشد. مردم ایران نباید از فیض وجود استاد بهره‌مند باشند؟

3- همه‌ی این‌ها یک طرف ژست استاد افتخاری برای عکس روی جلد آلبوم قلندوار (که تا دقایقی پیش از نوشتن این پست آخرین آلبوم استد بود) یک طرف. نه جان من ببینید:



حالت دست، نگاه خمار، سیبیل شهلا، و قوز استاد که با حالتی قلندروار مشغول توصیف چیز خاصی است همه و همه معنی جدیدی به کلمه‌ی قلندر می‌دهند.

در همین زمینه: کاش کمی جرم‌گیر دستشویی می‌رسید

برچسبها: ,

5 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


من هنوز هم از مساوی کردن تیم علی دایی جلوی کویت خوشحالم. هنوز هم امیدوارم از این مرحله بالا نرویم. حتی امیدوارترم که فوتبال ایران با همه‌ی تیم‌های درپیت و مزخرف و غیر‌حرفه‌ای‌اش کلا یک مدتی تعطیل شود. برای این حرفم هم دلیل دارم. الکی که حرف نمی‌زنم.

0 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام


تیم ملی با علی دایی جلوی کویت مساوی کرد و من خوشحالم. امیدوارم از همین مرحله‌ی اول هم بالا نریم.

0 نظر | پيوندهای مربوط به اين پيام